یااااااسی!

باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد !

آن قدر که اشک ها خشک شوند ،

باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد ،

به چیز دیگری فکر کرد .

باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد 

 

" برگرفته از کتاب : من او را دوست داشتم "اثر :" آنا گاوالدا  "

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
matin

ok[تایید]-همیشه شاد و موفق باشی

سارا

باران حضورت كه ببارد،تنهايى ام خشكسالى اش راتعطيل ميكند، به حرمت حضورتو...[گل]

سارا

دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود ... آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی ...

ياسمين

تو خطاب به مني...مي دانم مهربان امامن سالهاست درحجم غريبانه ي يك گريه ي تلخ پوسيده ام.... هيچ چيزي فكر مرا از اين احساس لعنتي جدا نمي كند... احساس دوباره تنها شدن...احساس غريب نفرت از جنس مرداني كه نامردند.... راستي راستي سامان چرا مردا ميتونن در آن واحد دونفرو يه جور ويه اندازه دوس داشته باشن و دخترا اما نميتونن؟؟؟

ياسمين

راسي يادم رف بگم...كلي ذوقيدم واسه اين يااااسي ...آخ جون يه كوشولومهم شدم ...مردم اسممو ميذارنن عنوان پستشون[نیشخند][گل]

سمیرا

خیلللللللللللییییییییییییی قشنگ مینویسی[قلب]

دختر تنها

هَمیشـِـــہ آز آمَدن "ن" بَر سر "کَلـــِـــــمآت" می تَرســـَــمـ. نَــ دآشتـــَـن تُو... نـَـ بُودَنـــ تُو... نــَ مآندَنــــ تُو... کآشـــ آیــن بآر حدآقل "دلِ وآژه" برآیــَــمـ مــی سُوختـــــــــ و خَبــَر میــــدآد آز "نـَـ رفتــــن" تُو