نقاب

  نقاب از چهره بردارم چه خواهد شد؟

تو را بی پرده بنویسم چه خواهد شد؟

بدون این حجاب خسته و خاکی

مرا بی سایه بنویسی چه خواهد شد؟

نقاب از چهره میگیرم

بیا اکنون نگاهم کن

چه میبینی؟

من خاکستری؟!!!

یا یک رهای از قفس رانده؟!!!

بدون این نقاب

من تا کجا با خویش تنهایم،

کسی هرگز نمیداند!

تو میدانی؟

دگرباره نقاب بر چهره می گیرم،

نگاهم کن!

ببین بی هیچ اندوهی چه بی پروا میخندم

درست است این همانی ست که هر که میشناسم از من می خواهد ...   

/ 5 نظر / 5 بازدید
سارا

اگر عشق نبود؛ به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ... اگر عشق نبود؛

سارا

میشه لینکت کنم[سوال]

سارا

بهترينم؛ آرزويم اين است: آرزويت ساكن كوچه ي بن بست نباشد هرگز...

ياسمين

براي چشمانم نماز باران بخوان...ازدوريت بغض كرده اما نمي بارد...(عاشششق اين جمله ام....)

گلسا

کاش میتونستم تو جشن بالماسکه ی عشق تو نقاب بی تفاوتیمو روکنم!!!![گل]