فـاجعـه ی زنـدگی

 

آدم هـا می آینـد ،

زنـدگی می کننـد ،

می میـرنـد و می رونـد...

امـا فـاجعـه ی زنـدگی تــو، آن هـنگـام آغـاز می شـود

کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد !

مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه

تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای. ....

/ 5 نظر / 14 بازدید
matin

دمت گرم قشنگ بود

سارا

قلمی از قلمدان قاضی افتاد شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کلنگ خود را بردارید. قاضی خشمگین پاسخ داد: مردک این قلم است نه کلنگ تو هنوز کلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟ مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه مرا با آن ویران کردی

باران

بعضی وقت ها آدم آرزو می کنه کاشکی اون آدمی که رفته برای همیشه رفته باشه اما زنده و سالم باشه

یعنی برم بمیرم دیگه؟[ناراحت] دلت میاد[سوال] هیشکی منو دوست نداره[ناراحت] [افسوس]

اِمیلی

وای من به شدت دنبال این کتابم! لینکشو اگه اری برام بذار لطفا[لبخند]