دوستت دارم

تو دیروز رفته ای ...

و انگار هزار فردا ست که کسی به من نگفته :

" دوستت دارم ! "

/ 74 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساحل

دستم به تو که نمی رسد، فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی، هوس می کنم، تمام کاغذهای سفید روی میز را، از نام تو پرکنم … تنگاتنگ هم، بی هیچ فاصله ای !! از بس که خالــی ام از تو … از بس که تو را کـم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود...

ساحل

چراغها انتظار شب را برآورده نمی کنند ، شب امیدوار و منتظر می ماند تا خورشید طلوع کند...

ساحل

الهى تا آموختن را آموختم ، آموخته را جمله بسوختم . . . اندوخته را برانداختم و انداخته را بیندوختم ! نیست را بفروختم تا هست را بیفروختم !

raha

بعضــــــی ها گـــــــ ـــــریه نمی کنند! اما از چشــ ــــــــ ـــــم هایشان معلوم است که اشکــــی به بزرگی یک سکــــــــــ ــــوت، گــــوشه ی چشمشان به کمیـــ ـــن نشسته ... آقاسامان ممنونم از حضورت[لبخند]

raha

اسمش را مے گذاریم בوست مجازـی امــا آنـســو یــک آבم حـقـیـقـے نشـسـتــﮧ خـصوصــیاتـش را کــﮧ نمـے تــوانـב مخفے کنـב وقتے בلتنگے ها و آشفتگے هایش را مے نویسد وقت مــے گــذارב بــرایــم، وقــت مــے گذارم بـرایش نــگــرانــش مـــــے شـــــوم בلتــنــگــش مــــے شــوم وقتے בر صحبت هایم بـﮧ عنوانِ "دوست" یاב مے شوב مــطمــئن مــــے شــــوم کـــــﮧ حقــــیــقــــے ســت هــرچــــنـــــב کــنــــــــار هـــــــم نــبــــاشـــیــم هــرچنـב صـבاـی هم را هم نشنیـבه باشـیم من بـرایش سلامتــے و شادـی آرزو دارم هــــــــــرکــجـــــآ کـــــﮧ باشــــــد.

ساحل

من خوشبختم! همین که تو گوشه اى از این جهان راه میروى… مى ایستى… مى نشینی… نفس میکشى وگاهى و گاهى و فقط گاهى… به من فکرمیکنى…

ساحل

همیشه باران باش وببار,چه کار داری چه کسی خیس می شود... این سخاوت توست,یا دوستت دارند ویا..., نه,باید دوستت داشته باشند....!!!!!

ساحل

تمام این دیروزها وفرداها... تمامش را... دوستت دارم... تمام هزار فردای گذشته...هزار فردای نامده... تمامش را... دوستت دارم...

شیدا

ڪـاشــڪــے تـَلــפֿـــے زنـבگــے ڪــَــمـے الــڪـل בاشـتـــْـ شـایـב مـَســتـمـاלּ مـےڪـــرב وَ בرב را نـمـےفـہـمـیـבیـ ـم.

ب منم یسر بزن[قلب]