کی می آیی... ؟

 پس تو کی می آیی؟

روز از پی روز

فصل از پی فصل

عمر دارد می گذرد بیهوده

 

پس تو کی می آیی؟

لحظه هارا قاب نتوان کرد

لحظه ها می میرند

لحظه ها بوی فراموشی

لحظه ها بوی فرسودگی خاطره را می گیرند

 

پس تو کی می آیی؟

خواندن نام تو

تکرار همه خاطره هاست

روزهارا گرد نتوان آورد

لحظه ها را هیچ نتوان اندوخت

 

پس تو کی می آیی... ؟

کی می آیی... ؟

/ 23 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
niloofar

خواستی که دیگر نباشی؟؟ افرین... چه با اراده... لعنت به دبستانی که از درسهایش فقط تصمیم گیری را اموختی

niloofar

اشک تنها خاطره ایست که این روزها از تو به " یادگار " دارم

مریم

خدایاشبیه بادکنکی شده ام ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام... التماست میکنم... فقط یک سوزن! تکه تکه شدنم باخودم... [گل][گل]

مریم

جاگذاشته ام دلی هرکه یافت مژدگانی اش تمام "زندگی ام"

مریم

بچه که بودیم ؛ جاده ها خراب بود نیمکت مدرسه ها خراب بود ، شیرای آب خراب بود ! زنگای در خونه ها خراب بود ؛ ولی آدما سالم بودن

مریم

گاهی آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونهش و بگه : هی رفـ ـیـ ـق! از چیزی ناراحتی؟ اونوقت آدم برگرده بگه: آره رفیق،ازهـمه چـی ...!

niloofar

هرچه زدم بی تو دلم وا نشد / جز تو کسی باب دل ما نشد هرچه پرستو شدم و پر زدم / هم نفسی مثل تو پیدا نشد . . .

niloofar

صدای پای تو که میروی ، صدای پای مرگ که میآید . . . ( حسین پناهی )

niloofar

آفتاب پنجره را میشناسد حتی اگر بسته باشد مهتاب به دیدارم می آید حتی اگر خسته باشد دل هواتو میکند حتی اگر شکسته باشد . . .

niloofar

چرا غمگینی ؟ : عاشق شدم آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت دلت کجاست ؟ : پیش او قلبت کجاست ؟ : او برده پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم . . .