این سرنوشت من بود

مـــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطب که تو باشی... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم... ........ شعرهایی که خواندم.

 پس تو کی می آیی؟

روز از پی روز

فصل از پی فصل

عمر دارد می گذرد بیهوده

 

پس تو کی می آیی؟

لحظه هارا قاب نتوان کرد

لحظه ها می میرند

لحظه ها بوی فراموشی

لحظه ها بوی فرسودگی خاطره را می گیرند

 

پس تو کی می آیی؟

خواندن نام تو

تکرار همه خاطره هاست

روزهارا گرد نتوان آورد

لحظه ها را هیچ نتوان اندوخت

 

پس تو کی می آیی... ؟

کی می آیی... ؟

نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

: