این سرنوشت من بود

مـــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطب که تو باشی... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم... ........ شعرهایی که خواندم.

چه خوب می شد تو همین روزا 

خدا میومد یه ماچم می کرد یه چایی می زدیم بعد می گفت این چند وقت داشتم باهات شوخی می کردم ببینم جنبه شو داری یا نه!!!!!!


نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٩ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

: