این سرنوشت من بود

مـــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطب که تو باشی... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم... ........ شعرهایی که خواندم.

 ای دهقــــان فــــــداکار ؛

تو در روزگاری بزرگ شدی ،

که مردی برهنه شد ! تا زنان و کودکان زنده بمانند...

امّا من

در روزگاری نفس میکشم ،

 که زنی برهنه میشود ! تا کودکش از گرسنگی نمیرد

نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٢٦ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

: