این سرنوشت من بود

مـــن می نویسم و تـــــــــو نـــــمی خوانی ! امـــــــــــا مخاطب که تو باشی... مدیـــــــونم اگر ننــــــــویسم... ........ شعرهایی که خواندم.

هرگاه صدای جدیدی سلام می کند

تپش قلب می گیرم!

من دیگر کشش خدا حافظی ندارم

مرا ببخش

که جواب سلامت را نمی دهم!!...

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٥ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

ضربدرهای قرمز میزنم

 

به خاطراتم این روزها

.

.

.

که یادم بماند ....

 

یادم نماند این روزها....

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٥ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

یکــــ پیـــاده رو تقریــبا خلـــوتــــ ــ ــ ـــ .. . . .

یک مرد ، یـــک زن … یـــک زوج … خـوشــبختیشــان پای خودشان !

یک مرد ، یک مرد … یک شراکت … ســود و ضررشــان پای خودشان !

یک زن ، یک زن … یک رفاقــت … معرفــت و اعتمادشــان پای خودشان !

یک پسر ، یک دختر … یک رابــطه … پاکــی و نـاپـاکـیش پای خودشــان !

. . . و انـتـهـــای پیــاده رو …

یک مــن ، یک تـنهایــی ! … یک رنــج … آخـر و عـاقـبتـــش پـای تــ ــ ــو !

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٢ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |


می آیی…

  

در “وا” میشود…

 

میروی…

 

در “بسته” میشود…

  

میبینی!!!

 

حتی در هم “وابسته” میشود

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢٢ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱۸ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گووششونه...

اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن...

اینایی که تو تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در، که کناریشون معذب نباشه ...

... اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه ...

اینااااا ... ایناااااااا ....

اینااااااااا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین ، اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن

قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته ...!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱۳ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط سامان نظرات () |

چه خوب می شد تو همین روزا 

خدا میومد یه ماچم می کرد یه چایی می زدیم بعد می گفت این چند وقت داشتم باهات شوخی می کردم ببینم جنبه شو داری یا نه!!!!!!


نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٩ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

ما نسل بوسه های خیابانی هستیم…

نسل خوابیدن با اس ام اس…

نسل دردو دل با غریبه های مجازی…

نسل غیرت رو خواهر,روشنفکری رو دختر همسایه…

نسل پول ماهانه,وی پــ ی ان…

نسل عکسهای برهـ ـنه بازیگران…

نسل جمله های کوروش و شریعتی…

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس…

نسل استرس های کنکور و سکته های خاموش…

نسل تنهایی,نسل سوخته…

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم مدام بگوییم:

یادش بخیر…دنیای ما هم همینجوری بود… 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٩ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

 همیشه فکر می کردم اگه یه روز نباشی می میرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خیلی دلم می خواد بگم فراموشت کردم ...... ولی واقعیت اینه که نمی تونم فراموشت کنم . خیلی دلم می خواد خوابتو ببینم ولی از وقتی که رفتی چشمام خیسه و خواب به چشمام نمیاد . یادته اشکامو پاک می کردی ؟؟؟؟؟؟؟ می خوام بخوابم خوابتو ببینم ......... 

اشکامو پاک می کنی ؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۸ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

باور نمیکنم ولی . . . انگار غرور من شکست . . . اگه دلت میخواد بری. . . اصرار من بی فایدس

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٦ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

EMO مخفف کلمه Emotional هست که به دختر پسرای احساساتی میگن

قالبا آدمایی که یه جوری از این زندگی کردن خسته شدن هستند و تنهان احساس میکنن همه تنهاشون گذاشتن حتی خانواده و دوست

جالب این هست که EMO ها برای زندگی کردنشون مبارزه میکنن

از قانون های جامعه پیروی نمیکنن..قانونای خاص خودشون رو دارن

بین خودشون با زبون خاصی حرف میزنن که بیشتر به صورت کشیدن شکل هست

تا اونجایی که میتونن میرن جایی که کسی نتونه ببینتشون حتی تتو هاشون هم جاهایی از بدنشونه که پیدا نیست .......

این نوشته رو الهه عزیز داده جالب بود....

البته فقط واسه اطلاعات عمومی گذاشتم ن ترویج!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٦ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ توسط سامان نظرات () |

وقتی کسی حالش بده بهش نگید
ای بابا اینم می گذره ،
نگید درست می شه،
نخواهید با جوک های مسخره بخندونیدش
نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد غصه داره. می فهمین؟ غصه!!!!!
... براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین.
از انرژیِ مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن.حرف نزنید.
وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین.
شما در حقیقت باید حرف نزنید. باید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید
براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید.
بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید.
هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید.
فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته.
شما جای اون آدم نیستید.
شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید.
پس نظریه ها و حرف هاتون به درد خودتون می خوره.
بله. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید
نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٤ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |


اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/۱ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ توسط سامان نظرات () |

: